احمد مجد الاسلام كرمانى

64

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

بارى مقصود از اين همه تطويل بلاطائل اين بود كه چون مواعيد حاجى ملك را امتحان كرده بودم فرمايش ايشان را رد كردم بعد از آنكه حاجى از بنده مأيوس شد به طرف روزنامه مجلس رفت و پانصد تومان داد و يك سهم شركت كرد ولى چندى نگذشت كه از اين معامله پشيمان شد چرا كه روزنامه مجلس هم با مقاصد او همراهى نكرد بلكه آقا ميرزا محمد صادق در اوائل امر خيالش منحصر به اين بود كه فقط مذاكرات مجلس را بنويسد و اگر مطلب ديگرى هم درج ميكرد برحسب ميل خودش بود نه ميل حاجى ملك اين بود كه حاجى ملك مجبور شد مال الشراكه خود را دريافت داشته فسخ شركت كند و به خيال ايجاد روزنامه مخصوص افتاد و به زودى بايجاد روزنامه صور اسرافيل موفق شد و بعد از اندك مدتى روزنامه مساوات را داير كرد و اين دو روزنامه فوق آنچه مقصود حاجى ملك بود از قوه بفعل آورند و باصطلاح عوام دو سه بيت بالاتر زدند و عمده مقصود ملك اين بود كه اعمال شاه را انتقاد كند تا قلوب عامه را از او برنجاند و خودش هم مواظب بود و هر ادنى حادثه كه اتفاق ميافتاد نسبت آن را بشاه ميداد روزنامه مساوات دست بالا را گرفت و بر اعمال عاريه شاه هم اعتراض كرد و حال آنكه احدى را حق آن نيست كه متعرض امور شخصيه و عادات بيتيه ديگرى شود چه جاى شاه كه عقلاى عالم و قانون مشروطه او را مقدس و غير مسئول دانسته‌اند و هيچ روزنامه‌اى حق ندارد كلمه‌اى نسبت بپادشاه اعتراض كند صور اسرافيل هم تمام مندرجاتش بر ضدشاه نوشته ميشد و از ابتداى جلوس اعليحضرت شاه همه روزه وسيله‌اى براى اعتراض آقايان بدست آمد چنان كه در همان موقع جلوس ايراد كردند كه در جشن تاجگذارى « 1 » از وكلا دعوت

--> ( 1 ) تاجگذارى محمد عليشاه در روز چهارم ذى الحجه صورت گرفت و با آنكه در اين مراسم از كليه شعرا وزراء و نمايندگان سياسى خارجى و روحانيون و اعيان و اشراف دعوت به عمل آمده بود از نمايندگان ملت خبرى نبود صنيع الدوله و سعد الدوله هم